السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )
25
روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )
بشرى - اعم از سياسى ، قضائى ، جزائى و امور مربوط به نظارت اجتماعى ، يعنى امر به معروف و نهى از منكر و تحريص و تشويق اسلام به تحكيم و تنظيم روابط اجتماعى از راه دوستى ، تعاون ، انفاق ، قضاى حوائج و صدها دستور اجتماعى ديگر . . . - چنين مىيابيم كه اساساً اسلام براى جامعهسازى آمده و مىخواهد همآهنگ با اوضاع طبيعى جهانى ، جامعهاى پديد آورد كه همگام با نظام خلقت ، بدون وقفه حركت كند و به فعاليت پردازد ؛ افراد اين جامعه دست به دست هم مىدهند و كاخ رفيع انسانيت را مىسازند . اسلام با هر چيز كه در اين ساختمان خلل و سستى ايجاد كند به مبارزه پرداخته و اجازه نداده است عواملى كه رشتهء جامعه را از هم مىگسلد در جامعه پديد آيد . در واقع جامعهء اسلامى هيچگاه بر خلاف موازين آفرينش گام بر نخواهد داشت . شايد حديث معروف « لاتعادوا الايام فتعاديكم » ؛ يعنى « با روزگار دشمنى نكنيد كه روزگار با شما دشمنى خواهد كرد » ناظر به همين معنا باشد . 3 . زيربنا و مصالح ساختمانى جامعهء اسلامى با روشن شدن اهميت جامعه و جامعهساز بودن دين اسلام ، بايد دربارهء اساس و پايهاى كه جامعهء اسلامى روى آن ساختمان بنا مىشود صحبت كنيم : اينجا نيز به سراغ فطرت و خلقت مىرويم : در نظر يك خداشناس ، دستگاه آفرينش بر اساس ارادهء خدا مىگردد و نظم را در اين كاخ عظيم ، خدا برقرار و استوار كرده است . جامعهء اسلامى نيز بايد بر همين اساس استوار گردد ؛ بايد زيربناى سازمان اجتماع بشرى « ارادهء خدا » « 1 » باشد . اسلام در پىريزى اين بناى عظيم نيز از خلقت سرمشق
--> ( 1 ) . ارادهء تكوينى الهى تخلفناپذير نيست ؛ منظور ما در اينجا ارادهء تشريعى خداست